اعتراف
ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٢/٦  کلمات کلیدی:
غرقه در دريا شدن کار تو نيست.......

با سلام خدمت يکايک عزيزانی که تا بحال به خلوت الکترونيک من سرزده اند.
آخرين مطلب اين وبلاگ را (تا اطلاع ثانوی ) به اعترافی صميمانه اختصاص داده ام ؛ و مسرورم از اينکه هنوز رگه هائی از غيرت ؛ برای انتقاد و محک زدن خود ؛ در وجودم باقی مانده است.
آدمی همواره در معرض آزمون و خطا قرار دارد و چه خوبست که با حلاجی خطاهای خود ؛ دورخيزی برای سربلندی در آزمونهای بعدی بردارد.
«هميشه قرار نيست آنطور که فکر ميکنی اتفاق بيفتد».و امروز ؛ در اين لحظه که اين مطالب را مينويسم ؛ اعتراف ميکنم ؛ ايده هائی که برای باروری اين وبلاگ ذاشته ام ؛ بيش از بضاعت من بوده و شانه هايم برای به سر منزل بردن آنها بسيار نحيف و ناتوان است.
قبول دارم که :
*شتابزدگی بيش از حد در نوشتن ؛ تاثير پذيری آن را کمرنگ ميکند.
*حاضر جوابی طنز گونه ـــ اگر آگاهانه نباشد ـــ خيلی اوقات؛ تشخيص پرسشی يا خبری بودن مطلب را دشوار ميکند.
*در کنار احساسی بودن قلم ؛ اگر تفکری چاشنی گردد؛ ماندگاری تاثير احساسی آن ؛ بيشتر ميشود.
*و.......خيلی نتايج ديگری که در کنکاش خود و انتقادات دوستان ؛ به آنها رسيده ام.
بهر حال در اين زمانه ای که به ما آموخته اند هر چيزی هزينه ای دارد ؛ حتی ابتدائی ترين حقوق اجتماعی ؛ موءلف بودن قلم ؛ يکی از پرهزينه ترين ايده های بشريست؛ که اميد است با عنايت و لطف مستمر ياران عزيزی که با ابزار انتقاد و قلم ؛ مزرعهء انديشهء مرا برای کشتی بهتر ؛ شيار زده اند ؛ به اين مهم دست يابم.
در پايان از کليهء عزيزانی که تا بحال مرا مورد تفقد و تعاريف خود قرار داده اند ؛ صميمانه پوزش ميطلبم.

با خودم گفتم : تو عاشق نيستی.............آگه از سر شقايق نيستی


به اميد ديدار...