مستنوشته
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۳۱  کلمات کلیدی:

...................

خمار

نشسته ام روی تراس

با پُـکهایی عمیق!

.

.

چراغی چشمک می زند که :

"اینجا برج میلاد است "

من اما

رصد می کنم

روزهای بی تو بودن را ..!


 
ترجمه
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٩  کلمات کلیدی:

......................

دل تو

دل من

قیچی...!


 
 
ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧  کلمات کلیدی:

......................

حداقل

فایده ای خواهد داشت ،

.

.

دلت را

به دست کودکان فلسطینی

بسپاری اگر...!


 
بوی خوب نذری..!
ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢  کلمات کلیدی:

.....................

من کودکی ام را

در زیرزمینی نمور جاگذاشته ام

همانجا که پدرم

نوحه ای آذری را زمزمه می کرد

و دیگ را هم می زد

ومن

نام ائمه را

دارچینی می نوشتم

بر پهنه ی سفیدِ

شیربرنجهای بیست و هشتِ صفر

.

زنده باشی مادر...!