شکایت کجا بـَـریم؟
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۸  کلمات کلیدی:

...............................

 

و باز 

پابرهنه پرسه خواهم زد

بی پروای پاپوش ؛

 

 

.

 

.

.

که دوستانی دارم

به پس ِ پرده های خموش...!

 

.


 
چهارپایه
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۸  کلمات کلیدی:

.........................

 

همین صندلی لهستانی

که هوای دارم را دارد

 

.

.

.

تنها هوادار ِ من است

 

 

.


 
برگ سبز
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۸  کلمات کلیدی:

.........................

 

بیا و همین یک شب را 

درویشی سر کن

 

.

.

.

حالا که 

سفره ی دلم را برایت

پهن کرده ام....!

 

.


 
از علق یا عشق؟
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۸  کلمات کلیدی:

.................................

 

و عشق

انعقاد نطفه ایست

در زهدان ِ

زنی نازا....!

 

 

.


 
موازی در خاکی
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۸  کلمات کلیدی:

................................

 

تو همیشه بزرگتر از من فکر می کردی!

بیخود نیست 

که تو سمت ترکستانی 

و من 

به کوچه ی علی چپ !

 

.


 
شور تو رقصانم کند
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۸  کلمات کلیدی:

 

.................................

 

لخت و بی بند و بار 

می رقصم 

وقتی

بندی نیست

تاب بیاورد

بار ِ پیراهنم را....!

 

.


 
برنزه
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢۸  کلمات کلیدی:

 

.....................................

من 

آفتاب ِ غمگین ِ لب ِ بام اَم

کاش به جای این همه دیش ؛

تو بودی 

که آفتاب بگیری...!

 

.


 
خزانآغوش
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٤  کلمات کلیدی:

..........................................

 

سرخ ِ لذت 

جیغ می کشد

نوعروس ِ همسایه.

و من 

دل سپرده ام 

به خش خش برگی زرد

بر آسفالت ِ خاکستری....!

 

.


 
شب عاشقان بیدل !
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٢  کلمات کلیدی:

 

......................................

 

بالشَت را 

تنگتر به بغل می گیرم

وقتی 

به دیوارم مشت می کوبد

تختخواب ِ مست ِ همسایه..!

 

.


 
دوبیتی های اخیر
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٦  کلمات کلیدی:

پدر گرمای غم را سرد می کرد 
پدر فریــــاد از نامــــرد می کرد

پدر با نـــان گرم آمد ولی حیف
دوتا پهلوش خیلی درد می کرد 

 

***************************************

قلم گوید به کاغذ : ناتوانی !
ولی من با زبان بی زبانی

به رسم کودکی ها می نویسم:
"فراموشم نکن تا می توانی "

 

****************************************

همیشه دست یاری داری ای عشق
گلی ســرخ و اناری داری ای عشق

ولـــی با مـــا که تنهـــا و غریبیــــم
ســر ناسازگـــاری داری ای عــشق  

 

***************************************

نبینم توی دام غم بیافتی
ویا در غصه و ماتم بیافتی

از آغوش خودم یادی بسازم
که تا شاید شبی یادم بیافتی

 

****************************************
بگیرُم جای قهوه ؛ فال ِ ابروت
خوشه حال ِ مو از احوال ِ ابروت

تو که قرص ِ قمر توی چشاته !
چه بی جا باشه استهلالِ ابروت

 

****************************************

شدم بی تو دچار لاعلاجی
اسیر لحظه های هاج و واجی

به پایان آمد این شعرم دوباره
ارادتمند تو :
امضاء
ناجی

 

**************************************

چه بی مصرف شدم من ! فایده م کو؟
و آن عشقی که می شد عایدم ؛ کو؟

دلــــــم از دیــــن و از دنیـــــا گرفتـــــه
"بــــزن تــــار" و صــــــدای هایده م کو؟ 

 

**************************************

خـــیابـــــــــان ولیعصــــــر و تو با من
دوتا روحی که جا شد توی یک تن

قطـــــــار مــــــرگ از تجــــریش آمد
و مــــــا در ایــستــگـــــــــاه راه آهن

 

**************************************

نمی خواهم خراباتی بگویم
و یا ناخالص و قاتی بگویم

بیاور پسته با یک پنج سیری
هوس کردم کمی لاتی بگویم