برای تارا
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩  کلمات کلیدی:

...........................


با هر شمعی که روی کیک تو اضافه می شود

فانوس کلبه ی سالخوردگیهایم روشن تر می شود

با هر شمعی که روی کیک تو اضافه می شود

سیگاری می گیرانم و دودش را به عمق ریه هایم می کوچانم

ریه های مسلول ِ تنهایی 

با هر شمعی که روی کیک تو اضافه می شود

فقط خدا می داند که چقدر سوخته ام و آب شده ام

در این تبعید ِ خود خواسته !

امسال چهارده شمع میهمان ِ چلچراغ چشمهای تو هستند

.

تو در آن سو - با آرزویی - چهارده شمع را ...

و من

در این سوی بی سو

"لا حول ولا....." را بر خیال ِ قامتت

فوت می کنم

ماه شب چهارده ی من !

تولدت مبارک. 

 

.


 
چرا؟
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٢  کلمات کلیدی:

 

.................................

 

در حیرتم از خودم

که چرا  پاییز عاشقت شدم!

.

.

فصلی که 

تمام زردی اش

از بی اعتمادی ِ برگ به شاخه است .

 

.