آيين داش مشديها ( ادامه )
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٢  کلمات کلیدی:

ترتيبات رسيدن به مقام داشی :
يک چغاله مشدی ؛ زمانی ميتوانست داش مشدی شود که کار برجسته ای که از هر کسی بر نيايد ؛ انجام دهد. مثلاْ :
ــ با پشتِ قاشق قزوينی ؛ يک کاسه هل و گلاب را طوری بخورد که چيزی در کاسه نماند.
ــ بيست سی دور بدون وقفه در چاله حوض حمام محل شنا کند. ويا پشتک دو معلقه از بالای تير به وسط چال حوض بزند.
ــ از يک گوشهء استخر بهجت آباد به گوشهء ديگر؛ زيرآبی برود.
ــ ده دست چلو کباب بخورد ؛ يا تهِ چهار من هندوانه يا صد دانه خيار را در يک نشست بالا بياورد.
ــ در حاضر جوابی و بذله گويی زبر دست باشد.
ــ قوچ وخروس را طوری پرورش دهد که در جنگ مغلوب نشود.
ــ چند دانه نان برنجی بزرگ را در دهان گذاشته بدون معطلی بلع کند و ذره ای از دهانش خارج نشود.
ــ دو طبق پر از توت را از حسن آباد ــ جايی که اولين توت تهران ار آنجا ميايد ــ به سر گذاشته ؛ بدون توقف به شهر بياورد.
ــ نمايشات زورخانه ای : دويست جنگلی بزند يا در چرخ زدن از بقيه جلو بزند ويا يک نفس پانصد شنا برود و .... از اين قبيل

مدارج ترقی داش مشديها به باباشملی :
برای رسيدن به اين مقام ؛ گذشته از دارا بودن اخلاق داشی و لياقت و کفايتِ اموری نظير : کشيدن عــَلـــَم ؛ نوحه خوان شدن دسته ؛ و مرشد شدن در زورخانه ؛ پيشکسوتی و شاگردی کردن نزد اساتيد ِ فن هم شرط بود.
از اينرو کاملاْ پيداست که باباشمل شدن و مطاع گشتن در نزد رؤسای يک محل؛ چقدر کار مشکلی بوده و چقدر اخلاق لازم داشته؛ با اينکه هيچ قول و قرار و عهد و پيمانی از قبل در کار نبود؛ همگی افراد مطيع و منقاد باباشمل بودند و برای تعيين جانشين او حاجتی به انتخاب نداشتند . زيرا قبلاْ همه ميدانستند که بعد از اين بابا ؛ کداميک از رؤسا و سردسته ها لايق اين مقام ميباشند.
بعضی از تاجرزاده ها و اعيان و حتی شاهزاده ها هم در اين جمعيت بودندنظير : حاجی کاظم ملک التجار که خود پسر حاجی محمد مهدی ملک التجار بود که او نيز در جوانی از داشهای محله و بازار بوده و و عملاْ هم در گود زورخانه و چاله حوض بازی و بذله گويی زبر دست بوده است . و جالب اينکه هر گاه بدليل مسائل شغلی ويا معيشتی و... نميتوانستند همکاری عملی با اين جمعيت داشته باشند اما اتحاد معنوی خود را با اين جمعيت حفظ ميکردند.
در اين راستا ميتوان از شاهزاده عزيز ( نوادهء مؤيدالدوله طهماسب ميرزا ) و شاهزاده امير اعظم ( پسر وجيه الله ميرزا سپهسالار ) ياد کرد.