بانوی من
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۳۱  کلمات کلیدی:

شب فروز تيرگيهايم تويی بانوی من

تکيه گاه خستگيهايم تويی بانوی من

در فراقت گرچه ميسوزم چه بی پروا چو شمع

حسرتِ پروانگيهايم تويی بانوی من

شوق سرمستی ز چشمانت بمن آموختی

لذتِ ميخوارگيهايم تويی بانوی من

بی نياز از لافِ عقلم ؛ مِی پرستم ؛ بيدلم

طالبِ ديوانگيهايم تويی بانوی من

بی شکيبم ! پَرسه در بن بستِ حيرت ميزنم

مأمن آوارگيهايم تويی بانوی من

بس غريبم ؛ زخم دل از دشنهء بيگانه نيست

همدلِ بيگانگيهايم تويی بانوی من

غيرتِ عشق و وفاداريِ دل ؛ آيين تُست

همّتِ مردانگيهايم تويی بانوی من

تا فتادم ؛ دل اسير آن کمان ابرو بشُد

آرش دلدادگيهايم تويی بانوی من

۱۲/۴/۸۱