ملاقات

وعدهء ديدارشان

فين ِ کاشان بود

دستِ نياز من و

تيغ ِ نگاهِ تو....

/ 14 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انیس

سلام دوست عزيز... خيلی زيباست. در قالب طرح سروده شده؟

mojganbanoo

سلام آميرزای گل! احوال شما؟ دلتنگم اساسی . چه طرح کوتاه محشری آميرزا. غير از کودکانه هات شعرهای کوتاهت هم قشنگه... مراقب خودت و بانو باش آميرزا و اون گل بانوی فنقلی رو هم....

پریا کشفی

دروود بر ميرزای عزيز....طرح دلچسبی بود...

مسيح

سلام ميرزا! از بابت لينك شرمنده‌ام. وقتي داشتم جارو پارو مي‌كردم صفحه را از قلم افتاده‌است انگار. دوباره برقرارش مي‌كنم... ضمنا ميرزا را طلاق نمي‌دهند. از او‌ طلاق مي‌ستانند! يا حق.

حالا یه نفس عمیق

سلام.ما که همیشه به شما ارادت داریم .توی کامنتهای قبلیتون حتما جای قدمهای مارو میبینید..

omberto

حىس مي زنم يا فيلم صبحانه اي براي دو نفر را ببيني يا ديده باشي هر قراري برايت توي فين اينجوري نيست

آقا طييب.

ميرزا دمت گرم.کولاک.من همچنان تو کف اين چار خط تو ام.اسمشم بلت نيستم.اما ...ميخوامت.يا عشق.

فري

سلام. رسيدن يه خير. ايول ميرزا ،ايول!

برفی

سلام میرزای عزیز..... فکر می کردم از جمع دوستانت خطم زدی..... خوشحالم که امدی...برگشتی... و هستی.... درباره مطلبت باید بگم یه وقتایی با خودم فکر می کنم چه جوری بعضی می تونند با چند کلمه یه دنیا بسازند کاری که من با هزار جمله نتوستم ..... ارادتمند برفی

shokooh

سلام من از وبلاگ پونه عزیز با شما آشنا شدم وبلاگ جالبی دارید امیدوارم موفق و پیروز باشید . ......خوشحال ميشم شما هم به وبلاگ من سر بزنيد .