............................

 

گاهی 

زمستان ِ اخوان ثالث می شوی 

بس که

ناجوانمردانه سرد و بی حس می شوی..!

 

.

/ 9 نظر / 7 بازدید
راد

حکات تمام آدمهایی که اگر یه روز صبح بروید مترو می بیننشون

silent

gahi

آژو

لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام ، مستم باز می لرزد ، دلم ، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست و آبرویم را نریزی ، دل ای نخورده مست لحظه ی دیدار نزدیک است

کوازار

در مترو ؟نه !در کنار خودمان ،روبروی خودمان ،یکی مثل خودمان...

زکیه

چه سابقه ی طولانی داره این وبلاگ...

hamid

منم من سنگِ تیـــپـا خوردۀ رنجور ...

وبلاگ‌ها

قسمتی از این پست شما به همراه وبلاگ خوبتان در صفحه‌ی «وبلاگ‌ها» معرفی شد. http://www.facebook.com/bestpersianblogs