نسیه زیستن

 

 

 

بپــــیـــــچ بر من

سپیــید ِ تنــت را

 

 


که زنده بوده ام اینهمه سال
 

از سر  ِ بی کفنی...!

 

 

*فقط دیدن این عکس بود که مجبورم کرد این طرح را دوباره تکرار کنم.

/ 10 نظر / 38 بازدید
حمید

عکس خوبیه ولی نه برای این طرح نشون به اون نشون که وقتی توو دانه های ریز حرف گذاشته بودیش گفتم نمیفهمم و گفتی منظورت "کامیابی در دقیقه ی نود" بوده. ولی این عکس بیشتر از اینکه به "کامیابی در دقیقه ی نود" شبیه باشه به "دوباره حسرت خوردن در دقیقه نود" شبیهه.

خاله سوسکه

سلام ..لرزش دستم این بار از سرشوق نیست.. یاد خاطره دلبرکان غمگین من افتادم اثر مارکز

عرشيا

سلام بر ميرزاى گل. حال شما?...بعد از سالها به روز شدم...راستى قلم به دست قلمدون پادشاهى ميکند...مث هميشه زيبا بود

عرشيا

ميرزا جون بعد سالها اومدم زيارت شما...دست مريزاد

سپیده

مجبور ...!! تا عشق نفس میکشد خاطره ها زنده ست !

عرشیا

سلام میرزا ی عزیز.....حال شما...بعد از سالها به زیارت شمای دوست داشتنی اومدم...هنوز واژگانت فاخر است

لیلو

چه خوبه این نوشته ... این عکس... واو !

رهگذر

به دل نشستی! با افتخار اما بی اجازه با اجازه لینک شدی! ذکر خیرت در محفل عشاق فراموش مباد!

ثنا

مبتذل بود عکس جای عاشقانه.خوب نیس عکس این پست و پست زیرش به منم سربزنید