سوخت و ساز

...........................

 

می خواستم

داغی شوی

که  بنازمت

.

.

نه اینکه

ساقی شوم

وَ بسازمت...!

/ 7 نظر / 11 بازدید
دو عاشق

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن سالهاي پيش آغازگـــــر سنتی بودیم به این امید که اگــر به حاجت خود رسیدیم درسنوات آینده ادامه دهنده این راه باشیم. اینک که به این امید دست یافتیم به شکرانه آن و به یمن حلول مـــاه مبارک رمضان بر آن شدیم که همچون سال های گذشته در سه شب لیالی قدر ، قرآن را به لطف خداوند کریم و به یاری شما دوستان عزیز ختم کنیم . آرزومندیم شما نیز به حــــاجات خود رسیده و ما را از دعای خیرتان بی نصیب نفرمائید.

فاطمه شمیم یار

سلاممم خوب ساقی هم خودش یه قصه است برا خودش.. و لیکن حرف دل خودش بهتر میدونه کجا بشینه...

حمید

گاهی باید کم بود...زیاد که باشی جای اینکه خرابت کنن خرابت میشن... هرچند اگه خرابت کنن هم حالی بهت ندادن...اصلا داغ که نازیدن نداره...اینهمه داغ پرستی کردی کجارو گرفتی ساقی؟...

sara

[گل] ghashang bood ostad ..khieli ghashng

وانیا

اخه هرچی رشته بودی پنبه شد؟

رعنا

تکراریه که هی بگم وای چقدر محشره ؟ وقتی محشره چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه جز اینکه بگم محشره .

ماه نو-بهار

ساقی شمارو می سازه !این دفعه چی شده شما ساقی رو ساختی میرزا جان؟![خنده]