دشتِ اول سال

۱¤

آبستن شعر بود

و مدام

ويار ِ استعاره ميکرد.

۲¤

پيرهن ِ گلدار نپوشی !

عطر گـُلاش

مشتِ منو

وا ميکُنه..

 

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تبسم

سلام . بهار نو مبارک و ايام بکام.

انیس

پيرهن گلدار؟ چه بگويم!

انیس

«چو شو گيرم خيالت را در آغوش// سحر از بسترم بوی گل آيو.»

مژگان بانو

سلام آميرزای گرامی... احوال شما؟ عيد مبارکا باشه. اين طرحهای آخری محشرن. دستت درست. کی کتاب چاپ می شه؟

حالا يه نفس عميق(مرجان)

سلام . سال نو مبارک (. راستي با تاخير بپذيريد).گفته بودم ميرم ولايت.راستي شما كجايي هستين؟ مشهدي يا نيشابوري! گرچه تفاوتي نمي كنه.به روز شديم.سربزنيد.

آقا طییب

دشت اولتو عشقه...خدا بده برکت مشتی حرف نداری خدايی.عمدن اگه لنگتو پدا کنم...چقد خوبه که همتون هستيم مام اومديم که باز باشيم...زير سايتون ديگه...سر بزنيد ..يا عشق.

mona

آمیرزا حرف نداشت ! به جون خودم خیلی قشنگ بود .... حال کردم...سبز باشی.....

khers mehrban

سلام اميرزای عزيز . اين شعرهای کوتاه ات شايد هم هايکو هايت خيلي عالی هست // مشت منو وا می کنه اين هايکوهای رنگی

khers mehrban

در ضمن اميدوارم تو سال نو سبد سبد بغل بغل از شعر های زيبای تو را بخونم . سربلند باشين