ویوالدی

....................

در سر؛

خیالاتی نیمه عریان و تابستانی!

در چشمها؛

تراکمی تا ابد بهاری!

در دل؛

اناری سرما زده!

.

.

.

تنها صدایی که می شنوی؛

هو هوی پاییز است

که می تازد

در  باقیمانده ی وجودم...!

/ 8 نظر / 3 بازدید
رعنا

فوق العاده بود. چهارفصل ویوالدی مات شد!

کرگدن

رعنا استاد امیدواری دادن به شاعران نونهاله تو خیلی جددی نگیر ! آخه چاقال ! تو رو که خونه پر درک موسیقیایی ت یساری و آغاسیه چه به ویوالدی ؟!

کرگدن

ضمنن باباغوری ! چشای خمارتو وا کن لینکت صبح بالا بود الان رفته پایین و زیر کوروشی ! زیر کوروشو دوس داری ؟!!

می نو

تنها صدایی که می شنیدم افتادن انارهای نارس بر زمین بود و تراکم کلاغ ها بر شاخه

روشنک

1- بسیار زیبا بود 2-حق با رعناست و اما سوم: ارش خان اگه هو هو مربوط به پاییز بلند باشه تکلیفت مشخصه! بی میرزا قلمدون شدیم رفت.....

نیلوفر

اشکمو در اوردی دایی[ناراحت]

پافنگ

سلام اگه گفته بودی در سینه اناری سرمازده به نظرم زیباتر بود.موفق باشی

علیرضا

دیگر مهم نیست چه فصلی باشد ... وقتی که نیستی ...