خطخطی!

............یک..........

خطّ ِ لب که می کشی

گُم می شوند لبهایم

از خط خوردگی...!

 

 

.............دو............

 

تو خط لب می کشی

و من

لبِ خط

انتظار می کشم

حتی اگر شده

مینی بوسی را...!

 

 

/ 30 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطی

چقد عالی بوودن! مخصووصن دومی!

من او

المثنی ندارد انحنای لبهای تو

مرضیه

حالا چرا خط؟ همون لب هم که بزنه( صحبت کنه) کار خودشو می کنه... عالی بود . مثه همیشه

مجتبی پژوم

ندیدم خوشتر از شعر تو آرش به تنبانی که اندر کیسه داری

فیلسوف تنها

مشق اسمم را اول بد خط می نویسی بعد خط خطی اش می کنی!! بعد مچاله اش می کنی و بعدش دور می اندازی اش! عیبی ندارد آنقدر صبوری می کنم تا بالاخره اسمم را یاد بگیری../. بسیار زیبا هستند و دلنشین../.[گل]

silent

خیلی زیبا بود عالییییییییییییییییی

خاله سوسکه

سلام دوست داشتم این کار مال من بود ممنون

سپیده

این نوشته ها عالی اند ... حظ بردم

آفسايد

بسیار زیبا بود این نوشته ات میرزا! این ته قدیم نوشته هایت را که دیدم فهمیدم که تو هم از آن سابقه دارهایش هستی! تا حالا فکر می کردم خودم خیلی قدیمی ام! زکی!