فرودگاه

.................................

 

برای آخرین بار از مسافرین محترم پرواز.......

.

.

.

.

و این غم انگیزترین کلامی ست

که می شنوم هر بار

وقتی

دخترم را بدرقه می کنم ...!

.

/ 7 نظر / 124 بازدید
دل آرام

کمتر پدری رو دیدم که انقدر پر احساس درباره حسش به دخترش بگه. شاید چون هیچوقت از زبان پدرم چنین محبتی رو نشنیدم... همیشه به تارا حسودیم میشه... خداکنه عمر سفر کوتاه باشه و به زودی دخترتون رو ببینید...

تیراژه

رفتن همیشه غم انگیز است و گاهی خیلی غم انگیزتر این غم انگیز ترین ها وقتی در یک عاشقانه ی پدر_دختری به جان مینشینند با همه ی تلخی..اما شکوهی دارند که شیرینشان میکند. برای هم ماندگار باشید پدر و فرزند عزیز.

محمد مهدی

سلام دل کندن از پاره تن سخت است ... و این هر باری که گفتید یعنی تکرار این درد ... خدا نگهدار هر دویتان . [گل]

تیراژه

تولد تارای عزیز مبارک همیشه شاد باشید.

کارما

متنفرم از بدرقه از مسیر فرودگاه و از فرودگاه ...[ناراحت]

کالک

خیلی وقتها می آیم شبیه همان خوانندگان خاموش که آن پایین تر نوشتی اینجا را می خوانم دلتنگی هایم را تازه می کنم خاطره هایم را صیقل می دهم و می روم خانه ی مهربانی از خودت ساخته ای . به خودم می گویم هر چند سال که از عمرت هم بگذرد خاطره های خوب و عشق بازی های قدیمت گوشه ی دلت جا خوش کرده ... نمی توانی پس بزنی اش ... اینجا که م یآیم خاطراتم را نو می کنم . نفس راحتی می کشم و می روم ... ممنونم از شما برای این همه دل نوشته ی زیبا که شاید ندانی چه می کند با ما