نقطه چين........

 

خانه ها خالی تر از آن خنده های ِ بی ريايی

برنيايد ؛ هيچ ؛ حتی از دو دستِ ما صدايی

دلخوشی محدود گشته در همين حدّ : نيم ساعت

بامشاد و هجوگونه نغمه ها ؛ از بی وفايی

يک نموره همچينی مژده ؛ نمک خواهد بريزد

تا کند با ژست و لحنش ؛ بهر ِ ما ؛  لمپن ستايی

حاصل ِ دسترنج ِ کورش ؛ ياوری استاد خواهد

چونکه  ِجی ِجی ميکند در فکر وذهنش کبريايی

الغرض ! حرف آميرزا ؛ اين اباطيلها * نباشد

حرف اينست : بين هجو و طنز؛ فرق است و جدايی

روی حرفم با تو باشد ؛ جان ِ من ! مِـستِـرمديری !

از چه افتادی تو اينک ؛ در مسيری قهقرايی!؟

طنز يعنی بغض ِ خنده ؛ زَهر خنــدی از وقايع

خود ْ تو بهتر آگه از اين ماجرا ؛ چون و چرايی

گر زيک ره رفتی و راهت ببستـند ؛ راه ديگر

حرف را بايد که زد ؛ جانا ! تو خود استاد مايی

چوبِ حراجی مزن بر ذوق و شور و پشتِکارت

اين غمی کز نان حاصل گشته هم ؛ دارد دوايی

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 * جمع در جمع ِ باطل

 

 

 

/ 30 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارديبهشت

سلام ای مهربان...لبخندتان پایدار... به ما هم سر بزنید.... يا حق...

صلح

کـار ٫ نــان و آزادی: همانطورکه ميدانيد درصد عظيمی از حمعيت ايران را قشر حوان و تحصيل کرده تشکيل ميدهد و شما عزيزان چه زن و چه مرد هميشه طی مدت ۲۵سال که ايران توسط يک نفر به گروگان شده است٫در حال تلاش برای دست آوردن کـار و نـان و آزادی هستيد مسکن هم بماند ٫ تا کی تحمل ؟ تا کی فقر گرسنگی وبيکاری؟آيا بعد از گذشت ۲۵ظلم وستم توسط زژيم طالبانی حمهوری اسلامی بايد منتظر بود ايرانی به کل ويران داشته باشيم يـابايـــد فريــاد زد رفـــرانــدوم٫رفـــرانــدوم بــا نظارت نيـــروهای سازمان ملل.

azade

درود. ما به اين کوچولو ها عادت کرده بوديم. ولی اينم خيلی با حال بود .

omid

سلام و درود.خيلی عالی بود.کارت درست.منم به روزم سر بزن.

فری

سلام. میرزای عزیز. من که نشناختمت! ولی یه چیزی. یکی از نشریات هفتگی طالب شده طرح های شما رو چاپ کنه. از بد روزگار اسم واقعیت رو از من خواستن. خداوکیلی جدی می گم. سریعا برام میل کن و همچنین اجازه چاپ! فدای تو

مریم

سلام؛ خدائیش خیلی باحالی آمیرزا....آدم زنده می شه با بلاگت....زنده باشی ...تا بعد

محمد علی

خوب اول سلام به ميزاقا حال شما نمی دونم..مشتی داری نون مردم رو خاک اره می کنی..بابا اين همه داره تو اين مملکت غارت ميشه حالا يکی داره بزور هم شده يه لبخدی هرچند زورکی روی لبا مينشونه دارن زيرابشو ميزنن..بله ببخشيييييد! سر بزن يا حق

دلناز...

سلام.يه کم غافلگير شدم!آخه تا حالا هر چی از شما خونده بودم طرح بود.ولی شعر جالبی بود.اما من يه کم با شما مخالفم.درسته که نقطه چين داره دور می شه از اون چيزی که بايد باشه اما باید باقی بمونه تو تلویزیون ایران. .البته اينو بگم من تا حالا شايد فقط دو سه بار کامل اين برنامه رو ديده باشم ولی احساس می کنم هستن آدمايی که شبا اونقدر خسته می يان خونه که فقط می خوان به هر بهونه ای شده بخندن.و چه کاری بهتر از بر آورده کردن نیاز این جور آدمها.اگر چه که موافقم با شما:طنز يعنی بغض ِ خنده ؛ زَهر خنــدی از وقايع.....در هر حال امیدوارم همیشه موفق باشید.

marjan

با حرفات ۱۰۰ درصد موافقم اما فعلا تحميق آدمها ساده تر از خندوندشونه..... يا حق